کد خبر : 13445
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸ - ۰:۲۸

تراکتور مثل زنوزی، دنیزلی مثل ترکیه

تراکتور مثل زنوزی، دنیزلی مثل ترکیه

آی‌اسپورت- زنوزی که مالک دو تیم در لیگ برتر است هر فصل به خرج وام‌های چاق و منابع لایزال رویای قهرمانی می‌بافد. الگوی فصل‌های تراکتور با زنوزی شبیه یکدیگر است، هر پیش فصل چند خرید گزاف، یک مشت نام بزرگ در آستانه بازنشستگی و رویای نونوار شده قهرمانی اما تراکتور زنوزی بیشتر از آنکه مثل


آی‌اسپورت- زنوزی که مالک دو تیم در لیگ برتر است هر فصل به خرج وام‌های چاق و منابع لایزال رویای قهرمانی می‌بافد. الگوی فصل‌های تراکتور با زنوزی شبیه یکدیگر است، هر پیش فصل چند خرید گزاف، یک مشت نام بزرگ در آستانه بازنشستگی و رویای نونوار شده قهرمانی اما تراکتور زنوزی بیشتر از آنکه مثل منچسترسیتی ثابت قدم باشد، شبیه یونایتد در نوسان است. 

ابتدای هر فصل تراکتوری‌ها دلشان می‌خواهد آن ۳ دقیقه قهرمانی قلابی با اولیویرا واقعی شود. برای یک تماشاچی خارجی و هوادار تراکتور اینطور به نظر می‌رسد که مالک تیم هرچه در توان دارد، رو می‌کند، از مربی سابق رئال مادرید گرفته تا بازیکنان سابق در سری A همه وقتی چمدان پول را می‌بینند، بدون توجه به رتبه لیگ ایران در آسیا و بدون توجه به زیرساخت‌های فوتبال در ایران بله را می‌گویند اما برای تراکتور همیشه یک جای کار می‌لنگد. 

دنیزلی در ادامه مسیر قلعه‌نویی، اولیویرا و توشاک به تبریز رفت تا یک کارناتمام را تمام کند، کاری که با پاس تا یک قدمی آن رفت. کارنامه دنیزلی در ایران کارنامه قابل دفاعی نیست. زنوزی جزو معدود آدم‌هایی بود که این را نمی‌دانست. دنیزلی پرسپولیس را سه پله پایین‌تر از تیم حمید درخشان تحویل داد و دوباره به سواحل مدیترانه برگشت؛ همان سواحل خانه پدری. 

مصطفی دنیزلی مثل جمهوری تازه تأسیس ترکیه مدام در حال فراز و نشیب است؛ اوج می‌گیرد، فرود می‌آید، دست و پا می‌زند و بعد دوباره بلند می‌شود که کار را از سر بگیرد و هربار به دنبال زنده کردن شکوه و جلال گذشته است. پدر و فرزند شبیه هم هستند، یکی در آرزوی زنده کردن امپراتوری عثمانی با ادویه لائیسیته و دورچین اسلامی، یکی به دنبال چشیدن قهرمانی در لیگ بعد از قریب به ۱۰ سال.

زنوزی و دنیزلی یک هدف مشترک دارند و چند خصیصه شبیه به هم. دنیزلی فوتبال تهاجمی و زیبا را خوب بلد است اما ثبات داشتن را بلد نیست. زنوزی هم خرید کردن را خوب بلد است اما ثبات داشتن در مدیریت را بلد نیست. با همه این احوالات تراکتور احتمالاً بهترین گزینه برای دنیزلی بود که قبل از بازنشستگی پول خوبی بگیرد و با یک قهرمانی از فوتبال خداحافظی کند. ابزار کار هم مهیا به نظر می‌رسید: ۳ کاپیتان تیم ملی، یک دروازه‌بان آماده و سرحال، انواع بازیکن قدرتی، سرعتی و تکنیکی، یک ورزشگاه اختصاصی با هوادارانی که از مصونیت دیپلماتیک در شعار دادن برخوردار هستند، بودجه مناسب برای تقویت در نیم فصل و یاری تیم دیگر زنوزی که می‌تواند سد محکمی برای رقبا باشد.

ابتدا همه چیز در ظاهر برای قهرمانی آماده به نظر می‌رسید اما تراکتور دنیزلی تا اینجا فقط نیمی از بازی‌ها را برده. بازی‌های ۶ امتیازی با استقلال و سپاهان را باخته و فاصله با صدر با احتساب یک بازی بیشتر ۶ امتیاز است. پاشنه آشیل تراکتور برگشت به مسیر عادی و ثبات در راه قهرمانی است. ثبات در لیگ حلقه گمشده تراکتور و دنیزلی است، نت ناکوک باشگاه و مربی روی هم افتاده و موسیقی که می‌شنویم، خارج است و قهرمانی سخت و شاید دور از دسترس.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.