کد خبر : 51547
تاریخ انتشار : شنبه 13 شهریور 1400 - 15:11

امیر لیل آبادی

وقتی معاونت فرهنگی پاشنه آشیل زنوزی می شود؛ “تاریکخانه تراکتور”!

وقتی معاونت فرهنگی پاشنه آشیل زنوزی می شود؛ “تاریکخانه تراکتور”!
تراکتور مدل زنوزی که قرار بود، بر بال رویاهای میلیون ها هوادار سینه چاک وعاشق این تیم، بعد از سه سال به قطب سوم فوتبال ایران تبدیل شود، حالا و در سایه بی تدبیری ها و بازی تاج و تخت مالک، مدیران داخلی و فراتر از آن برخی نفوذی های به ظاهر دوست، در حال فروپاشی و همچون گوشت قربانی، در حال تکه تکه شدن است.

پایگاه خبری تبریز جوان| امیر لیل آبادی/تراکتور مدل زنوزی که قرار بود، بر بال رویاهای میلیون ها هوادار سینه چاک وعاشق این تیم، بعد از سه سال به قطب سوم فوتبال ایران تبدیل شود، حالا و در سایه بی تدبیری ها و بازی تاج و تخت مالک، مدیران داخلی و فراتر از آن برخی نفوذی های به ظاهر دوست، در حال فروپاشی و همچون گوشت قربانی، در حال تکه تکه شدن است.

اگر تبریز و آذربایجان را با بسیاری از مظاهر و نمادهای فرهنگی، هنری، سیاسی، اجتماعی و ورزشی اش می شناسند، تراکتور را از منظری خاص، باید گل سرسبد همه این نمادها دانست، باشگاهی که فراتر از یک نماد ورزشی، به هویت و مرکز ثقل تمامی غم ها و شادی ها، امیدها و آرمان ها و غرور و همبستگی ترک زبانان تبدیل شده است و اگر این تیم ریشه دار را همچون فرشی نفیس و ذی قیمت تعبیر کنیم، سخنی به گزاف نگفته ایم.

متاسفانه، تراکتور تبریز، طی سه سالی که به اصطلاح به شکل خصوصی و به دست زنوزی اداره می شود، نه تنها در مسیر موفقیت و اوج قرار نداشته؛ بلکه روز به روز از دایره مدعیان لیگ برتر فوتبال ایران که زمانی در دوران دولتی و نظامی بودن، همواره بین سه تیم بالای جدول و در زمره مدعیان همیشه فوتبال ایران بوده، دور شده است.

جدای از حاشیه ها و سوتی های مالکیتی و تغییرات پی درپی مدیران، مربیان، سرپرستان، اعضای هیات مدیره و حتی مدیران میانی و جزء این باشگاه که از جمله دلایل مشهود عدم موفقیت این تیم در سه سال اخیر بوده است، برخی عوامل پنهان و به دور از چشم هواداران و رسانه ها، همچون غده سرطانی بر تار و پود این تیم ریشه دار و پرهوادار لانه کرده و در خفا، در حال رقم زدن زوال تدریجی تراکتور بزرگ است.

نفوذ و حضور برخی افراد، در بدنه مدیریتی و تصمیم گیری باشگاه بزرگ تراکتور که طی سه سال گذشته نقش مدیران در سایه این باشگاه را بازی کرده و می کنند و اتفاقا، رد پای ایشان نیز در برخی انحرافات و مشکلات این روزهای تراکتور قابل تحلیل و بررسی است، از جمله موضوعات چالش برانگیز نظام مدیریتی باشگاه تراکتور به شمار می رود و همچنان نیز به شکل زیرپوستی در بدنه این باشگاه به زیست انگلی خود ادامه می دهد.

معاونت به اصطلاح فرهنگی باشگاه تراکتور که در سه سال گذشته با مانیفستی به نام تراکتور فرهنگی و مردمی و با محوریت یکی از مدیران صنعتی هلدینگ دریک فعالیت می کند را باید یکی از عوامل و پاشنه آشیل های اصلی حواشی این سال های تراکتور دانست، معاونتی که مهره اصلی آن، به عنوان یکی از چهره های معدنی و صاحب یکی دو شرکت فعال در حوزه معدن، نقش پر رنگی در حواشی عجیب و غریب این باشگاه داشته و علی رغم اخراج توسط زنوزی از این معاونت، مجددا در همین پست منصوب شده و همچنان به دنبال حاشیه سازی برای تراکتور است.

محمد نصیری، معاون فرهنگی باشگاه تراکتور که در سال نخست دوران مالکیت زنوزی بر این تیم نیز عهده دار مسوولیت همین معاونت بوده، در حالی مجددا در بدنه مدیریتی تراکتور نفوذ کرده است که هنوز به خاطر افشای نقش موثرش در تخریب مدیران عامل قبلی و فعالیت بر علیه آنان، انتشار فایل صوتی علیه زنوزی، فراری دادن مصطفی دنیزلی، شائبه های ارتباطش با برخی دلالان مساله دار، عقد قراردادهای مشکوک و مخدوش، دخالت های مستقیم در نقل و انتقالات، تلاش های هدفمند و منفی اش در رسیدن به مدیرعاملی تراکتور و برگزاری جلسات و دیدارهای خارج از حیطه مسئولیتش با برخی افراد در دفتر شخصی اش، موسوم به ساختمان “سیمرغ”، هیچ توضیح و پاسخ روشنی به هواداران، بازیکنان و مردم تبریز نداده است.

گفته می شود محمد نصیری علاوه بر این ها، نقش موثر و محوری در ورود و حضور برخی خبرنگاران و اهالی رسانه ترکیه ای در ورزشگاه یادگار امام (ره) که تلاش کردند تا تصاویر و فیلم های هدفمندی از برخی رفتارها، شعارها و تحرکات هدایت شده روی سکوهای ورزگاه، از جمله ماجرای معروف سلام نظامی تهیه و گزارش کنند داشته، موضوعی که در زمان خود، به مساله ای امنیتی تبدیل شد.

دخالت در نقل و انتقال بازیکنان، بدون اطلاع و هماهنگی با باشگاه، جلوگیری از جذب و حضور برخی بازیکنان که به اعتقاد وی به درد تیم نمی خورده اند، همکاری و ارتباط نزدیک با کانال موسوم به تراکتور کلوب با مباشری فردی به نام ح.ط ، خط دادان به برخی رسانه ها برای توید محتواها و مطالب تخریبی بر علیه بازیکنان، مربیان، مدیران و مالک باشگاه، از دیگر خطاها و فجایع مدیریتی در بدنه باشگاه تراکتور به شمار می رود که همگی این اتفاقات با هدایت، دخالت و محوریت معاون فرهنگی تراکتور در هر دو مقطع حضور قبلی و فعلی وی به وقوع پیوسته و به نظر می رسد در مقطع کنونی نیز، این رویه، این بار در شکل ها و طرح های جدید و با هدف رسیدن به مدیرعاملی باشگاه و قربانی کردن شخص نظمی و کادر فنی تیم ادامه دارد.

نصیری در تازه ترین اقدام و به موازات حضور دوباره اش در راس معاونت فرهنگی باشگاه تراکتور، با دعوت از یکی از عکاسان نزدیک به بازیکنان تراکتور و روحانی معروف هوادار این باشگاه، با دادن وعده هایی همچون جذب این دو در باشگاه تراکتور به عنوان کارمند و عکاس باشگاه، از آنان خواسته است ضمن حمایت از زنوزی و خودش در فضای مجازی با برخی بازیکنان مد نظر خودش جهت تمدید قرارداد و ماندن در تراکتور صحبت کنند که البته این ترفند و تلاش ها با پاسخ رد بهزاد عباس پور، روحانی سابق و جوان مواجه شده است.

نصیری و اعوان و انصارش این روزها در حالی بساط مدیریت و هدایت های فرمایشی و خارج از دایره مدیریتی باشگاه تراکتور را پهن کرده است که هنوز شخص زنوزی، همچون همه سوالات بی پاسخ این سال ها، پاسخ و دلیلی روشن برای بازگرداندن دوباره این چهره پرحاشیه در مجموعه تحت مالکیتش ارایه نکرده است.

آقای معاون، همچنین نقشی ویژه در عدم جذب و توافق نهایی باشگاه با برخی از اسپانسرها و حامیان مالی باشگاه داشته و کماکان این برنامه و هدف آسیب زای خود را ادامه می دهد.

گفته می شود، او نقش ویژه ای نیز در مذاکره با معدن مس سونگون در ماجرای اسپانسری و حمایت مالی از تراکتور داشته و جلسه ای مهم در دفتر شخصی نصیری در همان ساختمان معروف سیمرغ برگزار شده است.

بخش دیگری از پازل مشکوک و پر حرف و حدیث نصیری که با جلسه مهم وی با مدیران معدن سونگون اتفاق افتاد، ماموریت وی برای عدم اسپانسری معدن مس سونگون بود که از قبل طراحی شده بود تا همچنان زنوزی در ازای باز کردن پنجره بسته نقل و انتقالاتی تراکتور و جذب چند بازیکن بتواند محبوبیت و مهم تر از آن اعتبارش را بازگرداندو افرادی همچون نصیریبه عنوان ناجیان و منجیان جدید تراکتور مطرح شوند.

البته هیچ بعید نیست با شناختی که از تصمیمات و اقدامات غیرمنتظره و هیجانی زنوزی سراغ داریم، وی به یکباره زیر میز این بازی بزند و هواداران و اهالی رسانه استان در آستانه شروع دوباره لیگ برتر، شاهد تغییرات گسترده مدیریتی، فنی و مربیان تراکتور باشند، موضوعی که با توجه به پیش شرط های مطرح شده از سوی زنوزی در دیدارها و مذاکرات قبلی با مدیرعامل و سرمربی فعلی، مبنی بر جذب اسپانسر برای تامین هزینه های فصل جاری و جرایم مربوط به محرومیت و محکومیت های بالادستی، چندان بعید نیست و چه بسا کمالوند و نظمی، در صورت عدم تحقق وعده هایی که داده اند، به زودی به سمت در خروجی باشگاه هدایت شوند و محمد نصیری به آرزوی دیرینه اش که برای رسیدن به آن افراد مختلفی را قربانی کرده برسد و به عنوان مدیرعامل در تراکتور بر مسند قدرت بنشیند.

به هر تقدیر، تاریکخانه تراکتور طی این سال ها و در همه موارد حاشیه ساز، با حضور و دخالت های مستقیم و غیرمستقیم معاون فرهنگی باشگاه هدایت شده و رقم خورده و زنوزی با وجود اطلاع و اشراف کامل بر این مسایل، بار دیگر تن به حضور دوباره افرادی در بدنه مدیریتی باشگاه داده است که دقیقا از ناحیه آنان بارها و بارها گزیده شده است.

تردیدی نیست که تداوم تحرکات مشکوک زیرپوستی وحاشیه های پنهان مدیریتی با محوریت معاون فرهنگی باشگاه، آینده و دورنمای روشنی برای این باشگاه مردمی و ریشه دار ترسیم نمی کند، در قسمت های بعدی، ابعاد و زوایای روشن تری از این تحرکات مشکوک ارایه خواهد شد.

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.